در ادامه ی عاشقی
چهارشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۱، ۰۲:۵۶ ب.ظ
به دختر خالم گفتم میای واسطه بشی با دختری که شاید عاشقش شدم آشنا بشم؟
بعد دو سه هفته که زنگ میزد جوابشو نمی دادم
دیشب خودم بهش زنگ زدم
هرچی که بحث کردیم به نتیجه ای نرسیدیم
آخه من حرفم این بو که خونواده برای ازدواج به من چراغ سبز نشون ندادن و من نمی خوام رابطم بدون هدف باشه
چون وقت تلفیه
بالاخره این شد که شنبه ببرمش بیمارستان و دختره رو نشونش بدم
شاید اگه قسمت بعد آشنایی و آمارگیری یه صحبتایی با خونوادم بکنم
ای دل نگفتمت نرو از راه عاشقی
رفتی بسوز کین همه آتش سزای توست
سلام
آفرین مطالب مفیدی ثبت میکنی
اجرت با ابا عبدالله