نزدیک آبرو ریزی
چهارشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۱، ۱۰:۱۳ ق.ظ
اینقدر منتظر شدیم تا ماشین تکمیل بشه بریم سمت دانشگاه.
حالا چرا تنها خانوم تو تاکسی ؛ جلو سوار نشد بماند.
راه دراز بود و اول صبح و هوای خنک...
من وسط نشستم ،خانومه دست راس من و یه مرد جوون دست چپم.
من کم کم خوابم برد. یکباره دیدم یکی سرم داد زد گفت: آقا خودتو بگیر ،چجور خوابیدی؟!!!
نگو ماشین که پیچید من گردنم چرخیده و نزدیک بود سرم رو شونه ی خانومه سقوط کنه.
از شما خیلی خیلی ممنونم
درسته که من خودم رو کوچیک می کنم ولی باور کنید راهی دیگه تو زندگیم نمونده
تو رو خدا یه نیگاهی بنداز شاید خدا خواست و چیزی رو انتخاب کردی
ببخش سرت رو درد اوردم