فریاد من + داستان روستا
پنجشنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۱، ۰۶:۴۹ ب.ظ
قضیه روستا رفتن ما:
یه روز از اون روستا میگذشتیم که توجه ما به خیلی چیزای عجیب و غریب جلب شد!!
مردها با لباس سنتی خود و زنان با مانتوهای به قول گفتنی بالا زانو؛
چرای بزها در پارک و دیش ها روی سقف؛
مساجد نیمه ساخته و ویترین بوتیک های شهر از فاق کوتاه سخن گفتن؛
تصمیم بر این شد بریم و مدت درازی کار جا انداختن فرهنگ اسلامی رو برای این روستاییان انجام بدیم.
دعا کنید که طرحمون جواب بده.
موفق باشید