ابتدای دوران راهنمایی
چهارشنبه, ۶ دی ۱۳۹۱، ۰۹:۳۳ ب.ظ
به قول یکی از دوستان:"وقتی میخواستیم بریم دبستان میگفتیم واااای دبستان!!
زمانی که میخواستیم بریم راهنمایی میگفتیم: داریم میریم راهنمایی
و تا وقتی میخوایم بازنشسته هم بشیم ذوق به تجربه کردنشیم"
حالا داستان راهنمایی رفتنم از این قرار بود که:
به برادرم گفتم تو که اول راهنمایی رفتی چجوری رفتی اولین روزو میگم؟
اونم گفت: باید تمام کتاباتو و دفتراتو بیاری
منم با شوق کیفمو پر کردم
فرداش تو راه دیدم برادرم و پسر همسایمون ریز ریز میخندن
رسیدیم مدرسه دیدم همه ؛هرکی یه دفتر آورده ولی من یه کوله دو برابر خودم
اونجا فهمیدم که قضیه خنده ها چی بود.