حرفای یه نیمچه مذهبی

در نظربازی ما ، بی خبران حیرانند .... من چنینم که نمودم ، دیگر ایشان دانند

حرفای یه نیمچه مذهبی

در نظربازی ما ، بی خبران حیرانند .... من چنینم که نمودم ، دیگر ایشان دانند

حرفای یه نیمچه مذهبی

اولین بار به دوستم گفتم وبلاگ چیه گفت دفتر خاطرات
گفتم پس من وبلاگمو هم دفتر خاطرات و هم دفتر دل میسازم
و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۳۰ فروردين ۹۲، ۲۲:۰۹ - ye montazer
    افرین
پیوندها

۲۱ مطلب در آبان ۱۳۹۱ ثبت شده است

۰۳
آبان
اینقدر منتظر شدیم تا ماشین تکمیل بشه بریم سمت دانشگاه.

حالا چرا تنها خانوم تو تاکسی ؛ جلو سوار نشد بماند.

راه دراز بود و اول صبح و هوای خنک...

من وسط نشستم ،خانومه دست راس من و یه مرد جوون دست چپم.

من کم کم خوابم برد. یکباره دیدم یکی سرم داد زد گفت: آقا خودتو بگیر ،چجور خوابیدی؟!!!

نگو ماشین که پیچید من گردنم چرخیده و نزدیک بود سرم رو شونه ی خانومه سقوط کنه.